حاج ملا هادي السبزواري

143

شرح مثنوى

حق ، چه هر وجود اسم حق است ، كه اسم از « سمه » است ، و سمه علامت است . و هر وجود مضاف به حق وجه حق است . پس به اعتبار وجه النفس دلالت دارد بر وجه الله به وضع فطرى الهى ، نه دلالتى كه متكلمين گويند كه به اعتبار حدوث دلالت كند بر وجود صانع ، بلكه ازيد از دلالت الفاظ بر معانى ، چه دلالت الفاظ بر معانى عارضى است و به مواضعه و قرار داد است و عارض زايل مىشود ، به خلاف دلالت وجودات بر معانى الهيه كه ذاتى است و لم يزل و لا يزول است . و چون وجودات اضافه به اشياء شوند نطق آنها و حمد و تسبيح ذكر آنها باشد و حق در حمد و ذكر تو نيز آن است كه وجودت حمد خدا باشد يعنى اظهار فضايل و فواضل او كند به تقريب تخلق به اخلاق الله . و همچنين ياد خدا باشد ، چنان كه در اخبار است كه اولياء الله كسانىاند كه يُذَكِرُكُم الله رُؤيَتُهُم ( 1 ) و پيغمبر ( ص ) فرمود : مَن رَآنى فَقَد رَأىَ الحَق . ( 2 ) و اگر مواضعه و قرار در اصوات سياله نمىبود ، در كلام بودن آنها هم مثل موجوداتى بودند كه نزد اهل ظاهر كلام نيستند و اگر در موجود ديگر مواضعه بودى آن ديگر كلام شدى و ليكن به سبب سهولت ادا و عدم بقا و ضرورت تنفس در الفاظ قرار يافت و اما كلام بودن وجودات و دلالت آنها به وضع و قرار الهى است ، كما مر ، و اما شنيدن اصوات موضوعه از باب آن است كه هر حقيقتى را رقيقه و هر معنى را صورتى است . پس حقيقت توحيد ثانى نداشتن وجود است . * ( شَهِدَ الله أَنَّه لا إِله إِلَّا هُوَ 3 : 18 ( 3 ) و حقيقت اقرار به او تسليم بودن و فانى بودن وجود ممكن در وجود محيط واجب تعالى و چون به لفظ آيد كلمهء توحيد مىشود . و حقيقت حمد و سپاس او ، بودن فضايل و فواضل است در همه جا اظلال فضايل و فواضل او به حيثيتى كه همه ظهور او باشد و در عالم لفظ له الحمد و له البهاء و الثناء و نحو اينها مىشود . و بو جهل به حقيقت ذكر و حمد و تسبيح نمىرسد و اتصال او به صورت ملكوتيهء اينها به قدرت خدا و قوت باطن نبى ( ص ) مىشود . اتماماً للحجة او ترغيباً للسالك . ( ( 2172 ) ) پير چنگى كى بود خاص خدا * حبذا اى سر پنهان حبذا ن 107 10 - ك 45 2 حبذا : كلمهء مدح است در عربى ، و مركب از حبّ و ذا . ( ( 2183 ) ) نك قراضهء چند ابريشم بها * خرج كن اين را و باز اينجا بيا ن 107 21 - ك 45 7 قراضه : ريزه زر . ( ( 2193 ) ) واى كز ترى زير افكند خرد * خشك شد كشت دل من دل بمرد ن 108 9 - ك 45 12 زير افكند : شعبه اى است از موسيقى .

--> ( 1 ) قريب به اين مضمون : در المنثور ج 3 ص 310 . . ( 2 ) صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 135 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 18 .